نوشته شده توسط: Admin

تاریخ: 1392/11/14

موضوع: سیاسی

برچسپ:

انگاره مطلوب وحدت در سیرة امام خمینی‌‌(ره)
انگاره مطلوب وحدت در سیرة امام خمینی‌‌(ره)

انگاره مطلوب وحدت در سیرة امام خمینی‌‌(ره)

خلاصه مقاله

وحدت‌گرایی در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و مذهبی مطرح بوده و هست، اما دردیدگاه وحدت گرایان همواره مفهوم واحدی ارده نشده است، به طور کلی سه گونه وحدت «ایدئولوپیک»؛ «استراتژیک» و «تاکتیک» را می‌توان از هم جدا ساخت که از وحدت استراتژیک نیز می‌توان سه گونه «وحدت ملی»، «وحدت ملی»، «وحدت امی» (امت) و «برادری و تفاهم اجتماعی» را متمایز ساخت.

آنچه در میان مذاهب اسلامی می‌تواند به عنوان وحدت مطلوب ارائه شود «وحدت امت» است. در این آرمان وحدتخواهی اصول بنیادی هر مذهب ثابت و لا یتغیر است و وحدت‌گرایی در وحدت رویه ‌ـ‌سیاست‌گذاری‌ـ برنامه‌ریزی و همدلی و همکاری جلوه می‌کند، گرچه می‌توان در بعضی از فروع مذهب نیز با بحث و کنکاش زمینه تغییر را پی جویی کرد.

سیره امام خمینی‌‌(ره) به عنوان یک متفکر درد‌ آشنای معاصر نیز نشانگر اعتقاد و دفاع ایشان از اینگونه وحدت است. این مقال شواهدی بر اثبات انطباق دیدگاه امام بر نظریه پیش گفته ارائه کرده است.

اندیشه همگرایی امت اسلامی و وحدت مذاهب و فرق اسلامی آرزوی دیرین عالمان بصیر اسلامی بوده است. بدون تردید یکی از انگیزه‌های این همگرایی تشکیل جبهة متحد اسلامی در مقابل تهاجمی نظامی، اقتصادی و سیاسی استعمارگران است و به همین روی در یکی دو قرن اخیر هرگاه حمله و تهاجم دشمن شدید‌تر بوده، احساس نیاز به همگرایی بیشتر و فریاد وحدت گرایان رساتر‌ شده است. امروزه که دوران تهاجم مستقیم نظامی ابرقدرت غرب و دیگر استعمارگران به پایان رسیده، راه‌های برقراری سلطه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شکل پیچیده و نوینی به خود گرفته است و کشورهای مسلمان بیش از پیش در معرض تهاجم گستردة فرهنگ و اقتصاد در سیاست استعمارگران قرار دارند.

ندای همگرایی که در چند دهة اخیر به گوش می‌رسد از هر زمان دیگر رساتر است؛ اما با توجه به انگاره‌های مختلف وحدت‌گرایی و مدلهای مختلفی که از این مفهوم دینی و سیاسی در جهان به ظهور رسیده، این پرسش اساسی در مقابل اندیشة وحدتگرایی اسلامی مطرح است که براستی چه انگاره‌ای از وحدت در بیان و عمل اندیشمندان اسلامی مراد بوده است؟ آیا همه از این مفهوم تلقی یکسانی داشته‌اند یا گونه‌های مختلفی از این مفهوم دینی و سیاسی در دیدگاه و عمل آنان مشاهده شده است؟ در این صورت کدام انگاره را می‌توان تصویر مطلوب و واقع گرایانه دانست و کدامیک در سویه افراد و تفریط بوده ونامطلوب جلوه می‌کند؟ پژوهش عمیق در این زمینه، یکی از ضرورت‌های نخستین مجامع تحقیقاتی متناسب با این گونه مباحث است؛ چرا که خطر بعضی از انگاره‌های همگرایی که راه اضمحلال مذهب را آرام‌آرام هموار می‌کند کمتر از خطر فرقت و جدایی‌ـ که سالیان دارز امت اسلامی را در آتش خود می‌سوزاند‌ـ نیست.

آنچه در این نوشته پیگیری می‌شود نیم نگاهی محققانه به این مسئله است. به نظر نگارنده دیدگاه و سیرة عملی همگرایانة امام خمینی‌(ره)  معمار جمهوری اسلامی ایران از افراط و تفریط به دور بوده است و چون دیگر افکار بلند ایشان می‌تواند چراغ راه رهروان باشد. از این روی پس از طرح اجمالی پنج انگاره از همگرایی و تحلیل آنها و اشاره به مصادیق عینی آن در جهان فرهنگ و سیاست معاصر، انگاره مطلوب را معرفی می‌کنیم و ضمن اشاره به مبانی و لوازم آن انطباق دیدگاه و سیرة عملی امام خمینی‌(س) با آن در پایان بخش مقال قرار می‌دهیم.

انگاره‌های گوناگون وحدت:

1- وحدت ایدئولوژیک (وحدت مطلق): وحدت ایدئولوژیک به اتفاق نظر در همة عقاید مسلکی و پذیرش جمعی اصول بنیادی یک مکتب تعریف می‌شود. درخواست اینگونه وحدت مبتنی بر احساس حقانیت مطلق از سوی وحدتگراست؛ حقانیتی که هیچ مصلحتی چشمپوشی یا سکوت از آن را بر نمی‌تابد. رژیم‌های مرامی غالباً اتحادی این گونه را در سیاست داخلی خود‌ـ و بعضاً نیز در سیاست خارجی می‌طلبند. با توجه به اینکه حقیقت توصیه و اعتقاد به خدای یکتا بنیادی‌ترین اصل دینی است که هیچ مصلحتی بر او غلبه نمی‌کند، درخواست اتحاد از جانب پیامبر اکرم‌7 می‌تواند از این گونه وحدت تلقی شود. قرآن کریم می‌فرماید:

) قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ الله وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ الله فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ( [1]

بگو ای اهل کتاب، بیایید به سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم. و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر از خدای یگانه به خدایی نپذیرد. هرگاه از این دعوت سرباز زنند بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم.

و در آیه دیگر به حقانیت اتحاد بر اساس محور «الله» تصریح نموده و می‌فرماید:

)‌وَمَن يَعْتَصِم بِالله فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ( [2]

و هر کس به خداوند تمسک جوید قطعاً به راهی راست هدایت شده است.

وحدت و حقانیت آن وحدتگرا ایمان داشته باشد و مصلحت برتری را نیز نبیند، از این روی درخواست اینگونه وحدت در فروعات فقهی مذاهب و فتاوای فقیهان یک مذهب روا نیست؛ چرا که غالباً حقانیت یک نظر نسبت به نظر دیگر‌ـ مثلاً برتری فتوای شیخ طوسی بر این ادریس یا ابوحنیفه بر احمد بن حنبل‌ـ روشن نیست.

همچنین این‌گونه وحدت‌گرایی بین مذاهب نیز نه عملی است و نه مطلوب، گرچه هر یک از مذاهب،‌ـ لااقل شیعه‌ـ اصول مذهب خویش را به جان پذیرفته است و چشمپوشی از آن اصول را به معنای چشمپوشی از مذهب حق می‌داند؛ اما وجود مصلحت برتری که امت اسلامی را تهدید می‌کند و... سبب می‌شود که دو قید لازم برای تحقق بخشیدن و یا حداقل درخواست رسمی و وسیع وحدت ایدئولوژیک محقق نباشد.

از منظر سیرة معصومین‌u منشی پیامبر7 و بیان وحی الهی در مقابل کفار‌ـ جز در مقاطع محدود‌ـ درخواست وحدت ایدئولوژیک با اهل کتاب بود. [وحدت نبوی]. اما سیره و بیان امیرمؤمنانu‌ـ در مقابل دیگر مسلمانان اینگونه نبود، بلکه حضرتش برای حفظ مصالح برتری جامعة نوپای اسلامی وحدت استراتژیک‌ـ بعداً توضیح داده می‌شود‌ـ را ابراز می‌کردند، [وحدت علوی].

بیان زیبا و بلند امیرالمؤمنین‌ علیu در این باره اینگونه است: (این نامه در پاسخ به ابو موسی اشعری در مسئله حکمیت صادر شده است):

ولیس رجل‌ـ فاعلم‌ـ احرص علی جماعة امة محمد‌ـ صلی الله علی و آله‌ـ و الفتها منی، ابتغی بذلک حسن الثواب و کرم امآب و سافی بالذی رأیت علی نفسی و ان تغیرت عن صالح ما فارقتنی علیه.[3]

بدان که هیچ کس نسبت به وحدت و جماعت امت محمد7 از من حریص‌تر نبوده و آشنایی و انسش از من بیشتر نیست. من در این کار پداش نیک انجام شایسته را از خدا می‌طلبم و به آنچه تعهد کرده‌ام وفادارم هر چند تو از آن شایستگی که به هنگام رفتن از نزد من داشتی تغییر پیدا کرده باشی.

وحدت ایدئولوژیک گرایش به عقیدة وحدتگراست، وحدت بر اساس حقانیت است نه قرارداد و ائتلاف. در این گونه وحدت شعار «همه با من، همه با عقیدة من حاکم است نه همه با هم» و یان شعار گرچه در شرایط خاصی مطلوب نمی‌نماید اما با وجود دو قیدی که در وحدت ایدئولوژیک گفتیم از مطلوبیت برخوردار است.

در سیر و سلوک عرفانی که «مرید» با «مرشد» متحد می‌شود، اینگونه وحدتی به طور وسیع مراد است، به طوری که مرید در مرشد فانی می‌شود، چرا که در آنجا نیز راه یکی و مرشد به مقصد نزدیک‌تر است و مرید برای وصول چاره‌ای جز پیمودن راه مرشد و سالک قدیم را ندارد.

این گونه وحدت را وحدت «شیران خدا» نیز می‌توان لقب داد:

جان گرگان و سگان از هم جداست      متحد جانهای شیران خداست.

نکتة قابل توجه آنکه وحدت گرایی به معنای قبول اصول مذاهب دیگر و خدشه کردن در مذهب خود، از سوی فرهیختگان هیچ مذهبی روا نیست. پس درخواست ایدئولوژیک در میان مذاهب اسلامی اگر به معنای پای نهادن بر اصول خود باشد ناصواب و خروج از مذهب است، و اگر به معنای دعوت دیگران به پذیرفتن اصول خود باشد عملی نیست، از این روی طرح این وحدت در مباحث مربوط به وحدت شیعه و سنی و... نامطلوب است.

2- وحدت استراتژیک: وحدت استراتژیک نه چون وحدت ایدئولوژیک، هیچ گونه اختلافی را بر نمی‌تابد و نه چون وحدت تاکتیکی موقت و زود میر است. در این گونه وحدت بیش از آنکه به عقیدة و ایدئولوژی توجه باشد، به وحدت عمل و رویه و اتحاد بر اساس اصول نسبتاً ثابت و دایمی توجه می‌شود. سیره و بیان معصومینu و رهبران دینی ما اینگونه وحدت را بین مذاهب اسلامی نشان می‌دهند که در ضمن پافشاری بر حقانیت و صحت اصول مذهب بر وحدت و هماهنگی عملی مسلمین و همدلی آنان تأکید می‌شود، اما قبل از هر چیز گونه‌های مختلفی از وحدت استراتژیک را که در عرصة سیاسی جهان به وقوع پیوسته است، متذکر می‌شویم.

1-2- وحدت ملی

کشورهایی که به زبان‌ها، فرهنگ‌ها و اقوام و یا مذاهب گوناگون مبتلا بوده‌اند برای تهیة زمینة اقتدار سیاسی و استقلال سیاسی در مقابل بیگانگان نیازمند یکپارچگی مردم و انسجام آنان بوده و هستند، حال آنکه این اتحاد نمی‌تواند با یکسان سازی فرهنگی و... صورت پذیرد، از این روی با تأکید بر خصوصیت مشترک‌ـ شهروندی‌ـ وحدتی در عین کثرت ( به مفهوم سیاسی آن) را فراهم آوردند.

نمونه روشن اتحاد ملی را در کشور کثیرالملّه هند می‌توان مشاهده کرد. جواهر لعل نهرو، با طرح شعار وحدت ملی استراتچی این چنینی را پی نهاد که موفقیتی نسبی نیز در برداشت اتحاد جماهیر شوروی (سابق) هم با همین مشکل روبرو بود و به همین نظریه گرایید. یوگوسلاوی سابق نیز اینگونه بود، دغدغة مارشال تیتو، رئیس جمهوری فدرال یگوسلاوی نیز به طرح وحدت ملی انجامید.

2-2- برادری اجتماعی

این شعار در انقلاب کبیر فرانسه مطرح شد. اختلاف شدید طبقاتی و اقتصادی دوران قبل از انقلاب، شعار‌ «جنگ همه علیه همه» و «انسان‌ها گرگ یکدیگرند» رواج زیادی داشت. شعار برادری بیش از آنکه مسئله استقلال را در نظر داشته باشد به تنظیم سیاست داخلی و حفظ ثبات و امنیتی داخلی نظر دارد.

3-2- وحدت امت:

این وحدت به مجموعه افرادی که آرمان‌های مشترک دینی یا فرا وطنی دارند نظر دارد. همانگونه که مفهوم «امت» گسترده‌تر از ملت است، وحدت امت نیز از وحدت ملی فراتر است؛ و در مجموع به تحکیم پیوستگی بین اقوام مختلف که رابطه زبانی، نچادی، دینی، تاریخی و یا جغرافیایی نزدیکی دارند گفته می‌شود. از پیشوند «پان» در معرفی این گونه وحدت استفاده می‌شود. حزب بعث به دنبال وحدت امت عربی یا «پان اسلامیسم» حمایت می‌کرد. جدای از این دو، نهضت‌های گوناگون پان ایرانیسم، پان ترکیسم، پان آمریکائیسم، پان تروانیسم و... در جهان وجود داشته است.

روشن است که بعضی از تلاش‌های ملت گرایانه با بعضی دیگر در تضاد است؛ از این روی حضر امام خمینی‌(ره) مقابلة سرسختی با ملی‌گرایی به معنای پان ایرانیسم‌ـ می‌نمودند و از وحدت اسلامی دفاع می‌کردند.

به طور مسلم، وحدت مطلوب بین مذاهب اسلامی از گونة اخیر وحدت استراتژیک است؛ چرا که وحدت استراتژیک در دو عنوان 1-2 و 2-2 مربوط به دولت، کشور و شهروند است و نمی‌تواند در عرصه‌های بین المللی و فراوطنی مطرح گردد‌ـ حال آنکه هدف اساسی وحدت گرایی امت اسلامی به همبستگی امت اسلامی چشم دوخته است.[4]

3- وحدت تاکتیکی: اینگونه وحدت تنها در حالتی خاص و زمانی کوتاه مورد نظر قرار می‌گیرد، و همچون تاکتیک‌های جنگی که برای راهبری کوتاه مدت و روزمرة جنگ به کار می‌رود، اینجا نیز به همین منظور از وحدت تاکتیکی استفاده می‌شود. حزب توده، وحدت نیروهای ضد امپریالیسم را مطرح می‌کرد. این وحدت بستگی به وجود دشمن مشترک دارد و به محض اضمحلال دشمن مشترک، فلسفه ای برای حفظ آن باقی نمی‌ماند.

آنگونه که وحدت ایدئولوژیک در میان مذاهب اسلامی مطلوبیت ندارد وحدت تاکتیکی نیز نامطلوب و شکننده و میراست، گرچه هجوم دشمن مشترک و امکان مبارزه با آن در سایة اتحاد و هم آهنگی انگیزة مهم طرح وحدت از سوی بسیاری از اندیشمندان بوده است، اما هرگز طرح وحدت امت اسلامی به غایت از بین رفتن دشمن مشترک معینی نیست، چرا که در این صورت چسب وحدت توانایی‌های دشمن است و دشمن ناتوان زمینة فرقت و جدایی و توانایی نهایی دشمن را فراهم می‌سازد، اما در صورتی که چسب وحدت احساس زمینه‌های مشترک فراوان و بهره‌مندی مسلمین از اتحاد در جهت رشد و سازندگی و بالندگی خود باشد حتی در صورت تضعیف و اضمحلال استعمارگران مهاجم این وحدت استراتژیک و پایدار و پابرجا خواهد ماند.

سید جمال الدین اسد آبادی بیدارگر شرق و سلسله جنبان نهضت‌های ضد استعماری گرچه به هجوم دشمنان توجه داشت، اما بیش از هرچیز توانایی‌های پنهان و نهفته مسلمین را به آنها گوشزد می‌کرد و به دنبال ایجاد یک وحدت باقی و پایدار بوده وی می‌گوید:

«از روی کرام اصل خردمندانه‌ای تعصب نژادی پیدا کردند و معتقد شدند که فضیلتش از عالی ترین فضایل است و آن را تعبیر به وطندوستی می‌نمایند. آری به فرنگی‌ها ثابت شد که بهترین و عالی‌ترین روابط ما بین مسلمانان همان رابطه دینی است، قدرت دینی هم ناشی از تعصبات اعتقادی است.»

در تلقی عمومی از ارشادات حضرت امام خمینی‌(ره) نسبت به انگارة وحدت، به طور روشن توصیه به وحدت استراتژیک دیده می‌شود. غالب دعوت‌های وحدت گرایانة امام نسبت به اقشار اجتماعی داخل کشور و یا در دیدار باشخصیت‌های جهان اسلام بر وحدت استراتژیک عنایت داشت. اما در مواردی نیز به وحدت ایدئولوژیک و یا در موارد معدودی نیز به وحدت تاکتیکی توصیه می‌کرد.

سیرة امام خمینی‌(س) و انگاره مطلوب وحدت:

حضرت امام‌(ره) از معدود اندیشمندانی هستند که از آغاز تا پایان دوران حیات فکری بر وحدت تأکید می‌کردند. در عمل نیز مسیر تحقق آرمان وحدت را هموار می‌نمودند و در این راه گام‌های مؤثری برداشتند. شعار وحدتخواهی امام تنها وحدت بین ملل اسلامی را در بر نداشت، بلکه عرصه‌های گوناگونی را چه در داخل و چه در خارج به این کلید موفقیت دعوت می‌کردند، تصور وحدت نیز در این عرصه‌ها لزوماً یکسان نبود، بلکه بعضاً تفاوت‌هایی نیز داشت.

در تلقی عمومی از اشارات حضرت امام خمینی‌(ره) نسبت به انگارة وحدت، بطور روشنی توصیه به وحدت استراتژیک دیده می‌شود. غالب دعوت‌های وحدت گرایانه امام نسبت به اقشار اجتماعی داخل کشور و یا در دیدار با شخصیت‌های جهان اسلام بر وحدت، استراتچیک عنایت داشت. اما در مواردی نیز به وحدت ایدئولوژیک و یا در موارد معدودی نیز به وحدت تاکتیکی توصیه می‌کرد.

از عرصه‌های مختلفی که می‌توان اهتمام امام به وحدت را نشان داد مواردی ارائه می‌شود:

1- وحدت اقشار اجتماعی: اتحاد روحانیون، احزاب سیاسی، روحانی و دانشگاهی، بازاری و دانشگاهی، طبقات کارگر، کشاورز، سپاه و ارتش و کمیته و استاندار و امام جمعه و مردم و دولت...[5]

«شما می‌توانید آن چیزی که این نهضت و این انقلاب را به ثمر رساند ایمان بود، و مؤمنین همانطور که قرآن شریف فرموده است برادر یکدیگر بوده و فرق بین آنها نیست... شما می‌دانید که الآن کشور ما محتاج این که قوای مسلح با هم باشند، و اگر خدای نخواسته بین کمیته‌ها و سپاه پاسداران تفاهم نباشد به مقصدی که آن اسلام است نخواهید رسید. و هرگز در این فکر نباشید که من کمیته‌ای هستم و باید تنها کمیته کارش بهتر باشد و سپاه هم همین را بگوید. در این فکر باشید که با برادری کارها را انجام دهید و این اصل قرآنی را که مؤمنین با هم برادر هستند بپذیرید و با هم دوست و با یکدیگر مهربان باشید و خیر یکدیگر را بخواهید، و آن خاطر باطنی و نفسانی که عبارت از چه این سپاه از کمیته‌هاست را دور بریزید. این رمز موفقیت جامعه است.[6]

حضرت امام در بیان فوق، برادری را به آیه کریمه )‌إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ( نیز مستند می‌کنند و از این میثاق آسمانی در جهت توصیه به وحدت بهره می‌گیرند.

حضرت امام‌(ره) در این زمینه‌ها بیش از هر چیز مفهوم وحدت استراتژیک به معنای برادری را در نظر داشتند و تحقق این گونه وحدت را در جهت حفظ امنیت داخلی بالندگی نظام اسلامی لازم می‌دیدند. منشأ این اختلاف را غالباً وسوسه‌های شیطانی و اغراض شخصی می‌دانستند و برای ایجاد وحدت به تهذیب نفس توصیه می‌کردند.[7]

توصیة این گونه به وحدت در طول دوران زمامداری امام خمینی‌(س) ادامه داشته است. اقشار و مسئولین سیاسی جامعه نیز از خطابات و بعضاً عتابهای امام محروم نبودند. حضرت امام در سال‌های آخر حیات در دیدار با استانداران فرمودند:

«آقایان استاندارها باید که وحدت خودشان و وحدت خودشان با ملت را حفظ کنند که ما هر چه داریم به برکت خدا و عنایت او از این ملت داریم. باید وحدت داشته باشید تا حفظ بشوید. دسیسه‌ها برای اختلاف است و شما توجه داشته باشید که یک کلمه اختلاف آمیز از گناهان بزرگی است که مشکل است خدای تبارک و تعالی بیامرزد. چه این کلمه صادر بشود از دوستان ما، چه از افرادی که ادعای قداست می‌کنند و چه از اشخاصی که این ادعا را ندارند.

البته در کنار شهوت نفسانی و خودگرایی که زمینه اختلافی این گونه را فراهم می‌کند، شبهه و خطای در فکر و اختلاف در برداشت نیز زمینة تخطئه دیگران و تعارض صنفی، حزبی و... را فراهم می‌کند، اما حضرت امام ضمن قبول این واقعیت این گونه اختلاف را که از آن به بحث‌های طلبگی یاد می‌کردند نامطلوب ندانسته و آن را طبیعی می‌دانستند. به تعبیر دیگر، حضرت امام خمینی‌(س) در این عرصه وحدت ایدئولوژیک را طلب نمی‌کردند و به استراتژی وجه نظر داشند.

امام خمینی‌(ره) در سال‌های آخر حیات خویش به مشروعیت اختلافات ایدئولوژیکی (به معنای سیاسی آن) تأکید می‌کردند و این نوع اختلاف را زمینة بالندگی هر چه بیشتر نظام می‌دانستند.

طرح محدودة اختیارات ولی امر و اشکار‌ها و انتقاد‌های شورای نگهبان به امام‌‌(ره) و پاسخ‌های حضرت امام به ایشان و همچنین طرح ولایت فقیه در نماز جمعه و پاسخ صریح امام امت در بحبوحة جنگ تحمیلی همه نشانگر پذیرش طرح این دیدگاه‌های مختلف از سوی ایشان بوده است.

هنگامی که یکی از اعضای دفتر امام دربارة دو جریان فکری سیاسی موجود جامعه سئوال کرد، امام خمینی‌(س) وجود هر دو را مشروع دانستند و اختلاف آنان را غیر مضر اعلام فرمودند و در این راه به سیرة عالمان سلف اشاره نمودند:

«کتب فقهای بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظر‌ها و سلیقه‌ها و برداشت‌ها در زمینه‌های مختلف نظامی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و عبادی‌و... در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت نظام و انقلاب همواره اقتضا می‌‌کند که نظرات اجتهادی فقهی در زمینه‌های مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شود و کسی توان حق جلوگیری از آن را ندارد.[8]

حضرت امام خمینی‌(ره) در ادامه می‌نویسد:

«تا زمانی که اختلاف و موضعگیری در حریم مسائل مذکور باشد تهدید متوجه انقلاب نیست، اختلاف اگر زیر بنایی و اصولی شد موجب سستی نظام می‌شود. و این مسئله روشن است که بین افراد و جناحهای موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد صرفاً سیاسی است ولو اینکه شکل عقیدتی بدان داده می‌شود، چرا که همه در اصول با هم مشرک‌اند و به همین خاطر است که من آنها را تأیید می‌کنم. آنها نسبت به اسلام و قرآن وفادارند و دلشان برای کشور و مردم می‌سوزد. هر کدام برای رشد سالام و خدمت به مسلمین طرح و نظری دارند که به عقیدة خود موجب رستگاری است. اکثریت قاطع هر دو جریان می‌خواهند کشورشان مستقل باشد، هر دو می‌خواهند سیطره و شر زوالصفتان وابسته به دولت و بازار و خیابان را از سر مردم کم کنند.»[9]

این پیام به خوبی مرز اختلاف مطرود و مطلوب را می‌نمایاند. از دیدگاه امام در این پیام اختلفا یا اعتقادی است و یا سیاسی، که البته مراد امام از اختلاف اعتقادی، اختلاف در اصول کلی دین چون توحید، نبوت و معاد و امامت و... است. و لذا اختلاف‌ فقها در تعبیر امام هرگز اختلاف عقیدتی نیست. البته در اصول اعتقادی مورد نظر، اعتقاد به نهضت اسلامی، تلقی از دین به عنوان راهنمای هدایت کل بشر، تلقی مناسب از جهان کفر و سرمایه‌داری و استکابر و آمریکا نیز مطرح است که در دیدگاه امام‌(س) هر دو جناح در این اصول مشترک بوده‌اند.

اما اختلاف مطلوب اختلاف نظر در جزئیات اجرای روش‌هایی در رسیدن به اهداف مشترک و یا اختلاف در بعضی از اهداف فرعی است. حضرت امام خود در این پیام می‌نویسند:

«... پس اختلاف بر سر چیست؟ اختلاف بر سر این است که کدام راه خود باعث رسیدن به این همه است.»[10]

به طور خلاصه، وحدت مطلوب امام، وحدت کامل در عمل و هماهنگی عملی همة نهادها و افراد نظام و وحدت اندیشه در اصول کلی اسلام و انقلاب است. اما اختلاف در مکانیز‌مهای اجرای اصول کلی و در جزئیات دیگر به وحدت مطلوب خللی وارد نمی‌کند. حضرت امام در توصیه به مسئولین نظام برای نیل به این وحدت عموماً آنان را به سکوت و ائتلاف ومباحثات راهبری توصیه می‌کردند.

2- دعوت مخالفین به اتحاد با امت اسلامی: گروه‌های ملحد و یا منافق و معاند نظام اسلامی از نصیحت امام بی‌بهره نبودند، گرچه غالباً گوش ناشنوایان بهره‌مندی آنها را ناممکن می‌ساخت. از توصیه‌های امام به این گروه‌ها حفظ وحدت با امت و پیوستن به صفت ملت بود؛ ملتی که طبعاً عقاید امام را پذیرفته بودند. این دعوت، وحدت ایدئولوژیک (نبوی) است نه وحدت استراتژیک (علوی) و مصلحتی برتر از تصحیح مسیر ناصواب این گروه‌ها وجود نداشت.

3- وحدت نیروهای مبارز در جهت مبارزه با دشمن: در عصر انقلاب و دوران جنگ یکی از احتجاج‌های امام در مقابل کسانی که ادعای وطندوستی و حتی اسلامخواهی داشتند و در ایجاد اختلاف و معارضه فروگذار نمی‌کردند، تذکر به دشمن مشترک بود. قبل از پیروزی انقلاب، بین دو جناح گروه‌های سیاسی مختلف غالباً توصیه می‌شدند که به دریای امت اسلامی بپیوندند و خود را جدا نکنند و هر کدام برای خود حزب و گروه مرامی را انتخاب ننمایند. به تعبیر دیگر، وحدت با آنان پس از پیوستن به ملت امکان داشتن و نه قبل از آن، به همین جهت در سئوالاتی که موضوع امام را در شرایط قبل از پیروزی انقلاب در ارتباط با این گروه‌ها می‌طلبید، حضرت امام پاسخ منفی صریح می‌دادند. یکی از سئوال و جوابها را در ذیل می‌آوریم:

سئوال: حضرت آیت الله آیا شما علاقه‌ای یا اهمیتی به همکاری با عناصر مارکسیستی می‌دهید و آیا بین اهداف جنبش شما و مارکسیستها و هیچ سازگاری وجود دارد؟

جواب: هدف‌های ما با هدف‌های آنها مختلف است. ما متکی بر اسلام هستیم و متکی بر توحید و آنها مخالف با هر دو آنها هستند. احکام ما احکام اسلام است و آنها اسلام را نمی‌پذیرند و نه اما به آنها نه تنها علاقه‌مند نیستیم که همکاری کنیم، بلکه همکاری نداریم و نخواهیم داشت.»

شرط اساسی ملاقات امام با دست‌اندرکاران دولت بختیار و شخص وی استعفا از مقامات دولتی بود، به طوری که در حقیقت شرطی همراهی با آنان تغییر مواضع آنها اعلام گردیده بود.

روحانی و دانشگاهی اختلاف‌ها و تعارض‌های ریشه‌داری وجود داشت. عده‌ای از هر گروه، گروه دیگر را متهم می‌کرد، و حتی کتاب‌هایی نیز در این راه منتشر می‌کرد. روحانیون بعضاً برای تکفیر بعضی از داشنگاهیان از اهرم مرجعیت و افتاء استفاده می‌کردند و حتی قصد داشتند امام را نیز در این وادی وارد نمایند. امام در یک سخنرانی در نجف به طور مفصل به مسئله پرداختند و با اشاره به وجود دشمن مشترک اعلام آتش بس کردند. گرچه وحدتگرایی این دو قشر مخصوص دوران وجود دشمن مشترک نیست، اما توجه به دشمن مشترک لزوم وحدتگرایی را دوچندان می‌کند.

4- وحدت امت اسلامی در جهت حفظ منافع مشترک: اینگونه وحدت در دو شاخة مختلف: توصیه به دولت‌ها و توصیه به ملت‌ها به پیش می‌رفت.

امام در بارة دولت‌های اسلامی می‌فرمایند:

«دولت‌های اسلامی باید به منزله یک دولت باشند، کانه یک جامعه هستند، یک پرچم دارند، یک کتاب دارند، یک پیامبر دارند، اینها همیشه باید با هم متحد باشند، با هم علاقه‌های همه جانبه داشته باشند، و اگر چنانچه این آرمان حاصل بشود که بین دولت‌های اسلامی از همه جهت وحدت پیدا بشود امید است بر مشکلاتت خودشان غلبه پیدا کنند.»[11]

البته این نکته به معنای نفی مرز‌های بین المللی موجود میان کشور‌های اسلامی نیست. حضرت امام آرمان واقعگرایانه  خود را در وصیت‌نامة سیاسی‌ـ الهی خویش به صورت «به سوی یک دولت اسلامی با جمهوری‌های آزاد و مستقل‌[12] مطرح نموده‌اند، و در جای دیگر می‌فرمایند:

«مرزها جدا، قلب‌ها با هم اگر چنانچه مسلمین با هم اتحاد پیدا کنند با حفظ مرز‌های خودشان لکن قلب‌هایشان با هم متحد باشد اینها جمعیت کثیری هستند.»[13]

تئوری سیاسی امام در چگونگی جمع بین استقلال و اندیشة انترناسیونالیسم اسلامی قابل بررسی است، و بعضی از نویسندگان مدلهای مختلفی را از آن ارائه کرده‌اند.[14]

شاخة دیگر دعوت، دعوت آحاد امت مسلمان و اندیشمندان اسلامی به بازگرداندن عزت از دست رفتة مسلمین است. امام در این باره می‌فرمایند:

«ما می‌گویی شماها با هم باشید؛ همة مسلمین با هم باشند، نه با آن یکی روابطی داریم و نه با شما روابطی داریم، با همه روابط داریم و همة شما را علی السواء نگاه می‌کنیم و همه مسلمین در نظر ما چنانچه به احکام اسلام عمل کنند عزیزند، ملت اسلام را تراکش باشد، عربش باشد، عجمش باشد، از آمریکا باشد، از هرجا می‌خواهد باشد. عزیز می‌داریم.»[15]

نکتة اساسی در بیان و سیرة امام آن است که حضرت ایشان هیچ‌گاه، به دست برداشتن از اصول مذهب اشاره‌ای نداشتند و وحدت را در زمینة همراهی عملی، تصمیم‌گیری، سیاستگزاری و... مطرح می‌کردند. بر عکس در مواقع لازم گاهگاه در دوران ولایت ده‌ساله خویش به ذکر و دفاع جانانه از اصول مذهب تأکید می‌فرمودند.

البته حضرت امام از انجام آنچه موجب ایذای دیگر مذاهب اسلامی می‌شد.

ناخشنود بودند و بعضی از مراسم و مرسوم در اقشار متعصب را نمی‌پسندیدند، اما وحدتگرایی امام تخطی از اصول را به همراه نداشت.

امیدواریم مسملنی جهان در جهت هم آهنگی و وحدت استراتژیک هر چه مامتر به پیش روند و بر دنیای کفر و الحاد پیروزی و موفق گردند.

 

 


[1] . پیشین‌/101.

[2] . نهج البلاغه، (صبحی صالح) نامه 78.

[3] . مدرسی چهاردهی، مرتضی. سید جمال الدین و اندیشه‌ها/277.

[4] . سید جمال الدین از کسانی است که او را قهرمان اسلامگرایی دانسته‌اند. حلبی،دکتر علی اصغر، تاریخ نهضتهای اصلاحی‌/46 و پان اسلامیزم نیز با نفوذ وی همراه بوده است. ر.ک: حامد الگار، مقاله نوگرایی مذهبی/85 و 86. و اصولاً اختفای مذهب و ملیت وی را به جهت تلاش در همگرایی مسلمین دانسته‌اند. سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی‌(س)، ج3، ص 463.

[5] . صحیفه نور،‌7/40، 12 /117، 20/84 و 4/92.

[6] . پیشین، 7/40

[7] . پیشین، 20/ 84.

[8] . پیشین، 21/46 و 47.

[9] . 21/47.

[10] . 21/48.

[11] . 4/37.

[12] . وصیت‌نامه سیاسی‌- الهی امام خمینی‌(س)، تهران، نشر و فرهنگ رجا/87.

[13] . صحیفه نور، ج10، ص 223.

[14] . ر.ک: زهرا رهنورد، مقاله امام خمینی‌(س) و اندیشه دولت بزرگ اسلامی و جمهوری‌های آزاد و مستقل، چاپ شده در مجموعه آثار کنگره مبانی فقهی امام خمینی‌(ره) ، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی‌(ره)، 13/35 به بعد.

[15] . در جستجوی راه امام از کلام امام. دفتر نهم، ملت و امت، تهران، امیرکبیر، ص 665.

 

0 نظرات

ارسال نظر